تبليغاتX
بی تو مهتاب شبی -
بیا با من تا انتهای عشق برقص

يه ديواره،يه ديواره،يه ديواره

یه دیواره که پشتش هیچ چی نداره

تا که دیوارو پوشیدن سیه ابرون

نمیآد دیگه خورشید از توشون بیرون

یه پرنده س،یه پرنده س،یه پرنده س

یه پرنده س که از پرواز خود خسته س

بنه بالشو بستن دست دیروزا

نمیاد دیگه حتی به یادش فردا

یه روز یه خونه ای بود که تابستونا

روی پشت بومش ولو میشد خورشید

درخت انجیر پیری که تو باغ بود

همه ی کودکی های مرا میدید

یه آوازه،یه آوازه،یه آوازه

یه آوازه که تو سینم شده انبار

یه اشکیه که می چکه روی گیتار

به اینها عاقبت کی گیرد این کار؟

یه مردابه،یه مردابه،یه مردابه

یه مردابه تو یه تن از فراموشی

یه چراغی که میره رو به خاموشی

نگردد شعله ور بیهوده میکوشی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط Reza_J  |