تبليغاتX
بی تو مهتاب شبی
بیا با من تا انتهای عشق برقص

 

بالاخره این کنکور تموم شد

 

يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه
روزمثل گل نيلوفر تنها بشم . سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم
خودم مرداب شدم دنبال يه
 
 گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست
اون خودشو وقف مرداب کرده

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 2:40 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

 

 

من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض خانه مادر بزرگ آموختم من
ايثار را از قلب خورشيد در آسمان صحرا آموختم من زندگي را از امواج طوفاني شب
دريا آموختم من محبت را از قطره هاي باران بر علفزار آموختم من صداقت را از
يکرنگي ابرهاي سفيد آموختم من وفا را از کبوتران بر شاخه هاي خشکيده يک درخت
آموختم من گذشت زمان را از چشمان    

منتظر آموختم من عطش را از چکاوکهاي خانه همسايه آموختم من ايمان را از کودکان
معصوم آموختم و من آموختم هر چه را که مي خواهم فقط از معبود يکتا بخواهم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 2:38 قبل از ظهر  توسط Reza_J  |