تبليغاتX
بی تو مهتاب شبی
بیا با من تا انتهای عشق برقص

صدا کن مرا صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی ست

که در انتهای صمیمیت خون می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها. اما زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

نفس پاک شقایق را در سینه کوه                   صحبت چلچله ها را با صبح

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل             همه را می شنوم   می بینم

من به این جمله نمی اندیشم  !                     به تو می اندیشم

ای سرا پا همه خوبی                                تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت همه جا                                     من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را تنها تو بدان    تو بیا               تو بمان با من تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب           من فدای تو به جای همه گلها تو بخند 

تو بخواه    پاسخ چلچله ها را تو بگو             قصه ابر هوا را تو بخوان  

تو بمان با من تنها تو بمان !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

 دوباره دیشب به من بد کردند.مگر من چه کرده بودم؟ مگر  من کار بدی کرده بودم؟جز اینکه عاشق شده بودم.

 

غرق غم بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد                 گفتم افسانه ی شیرین و به خوابش بردم

 

قلبم از دستم دلخوره آخه این چندمین باریه که میشکونمش.دل من خیلی ساده س زود فریب این و اون رو میخوره. زندگی سخت شده .

 

مرگ را باور کن،در سراشیب نیاز

 

در کنار گل سرخ، من صدای نفس مرگ را میشنوم

 

یک نفس میکشد و جان من میگیرد، دیگر عادت دارم.مرگ در آغوش باز.

 

در هیاهوی زمان، زیر سو سوی امید، بی هوا می طلبم،

 

مرگ را، همچو یک خواب سفید.

 

این همه روز سیاه ، این همه مرگ سپید

 

این همه خواب سبک ، این جوانان همه پیر

 

می وزد مرگ ز دالان زمان.می برد با خویشتن

 

چه جوانان و چه پیر.

 

اما

 

من خویشتن، پی تصویر سیاهش  هستم

 

پی آسودگی ام.پی راحت شدنم، از زمین و زنجیر

 

من پی مرگ خودم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

 

وزش ظلمت را می شنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی مینگرم

من به نو میدی خود معتادم

گوش کن

وزش ظلمت را میشنوی؟

 

من شرمنده تمام دوستان هستم...

چون دیر به دیر دارم مطلب می نویسم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 2:17 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

 

       

 من امشب در میان خاطرهای خنده های تو پرسه می زنم و آرام ندارم

    این شب را دوست ندارم امید دارم که هیچ گاه تکرار نشود

     حتی بعد از مرگ

     ساعت نشان می دهد که چقدر برایت گریستم

     زمان دیگر مفهومی ندارد این اشک های من است که برای بی اشکی می ریزد

      کاش نگاهت رانمی دزدیدم و کاغذ سفید نامه راخالی و بدون دوستت دارم در دستت می

گذاشتم

    تا نگاه ها با هم پچ پچ نمی کردند

    و صدایت را که گوشم را رها نمی کند نمی شنیدم ای کاش کر بودم

    من گناه کارم

    ای کاش این کاش ها می توانستند به حقیقت بپیوندند

    و موج اشک مرا پایان دهد

    من نمی خواستم تو با او ما نشوی

     من نمی خواستم که بدون تو بودن را تجربه کنم

     من در کنار آسمان افسوس هایم آنچنان غرقم که ساعت مچی ام را لگد کرده ام

    و این تو بودی که مرا عریان کردی  از نداشته هایم و خودت را برایم هدیه کردی

    ای کاش این هدیه را از پستچی عشق نمی گرفتم و مهر برگشت به ان می خورد

    ای کاش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

 

من از هیچ امدم و مانده ام مثل تند بادی که در اسمان مثل کو ه آرام سنگ ریزه میشود و در نهان خاکش گیاهی میروید ..من باز هم زنده هستم و تنفس میکنم هوای جاری در ریه ی زمین را و همه را در دفتر های کهنگی خاطرات می نگارم و گاه گاهی عکس های بیاد ماندی را بر لوح وجودش می چسبانم ...
آری من اینجا هستم تا در نعشگی لبخند های عوام گونه های تو سکوت کنم و لبخند صورتیه سکوت را تحویل همه نظاره گران بدهم .
من خالی تر از آوای مادران چشم خسته و منتظران در راه مانده و مسافران افق ...اینجا میان همه حوادث ایستاده ام ....

براي خريدن عشق هر كس هرچه داشت آورد. ديوانه هيچ نداشت وگريست. گمان كردند چون هيچ ندارد مي گريد. اما هيچ كس ندانست كه قيمت عشق اشك است

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

سلام
سحر با باد ميگفتم حديث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کليد گنج مقصود است
بدين راه و روش ميرو که با دلدار پيوندی

شیشه عطر بهار لب دیوار شكست و هوا پر شد از بوی خدا ....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 1:11 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

كمرويي شرايط ناتـوان كنـنده اي براي اغلب افراد پـديـد مي آورد و مانع از ايفاي نقش در موقعيتهاي اجتماعـي و بيان دلمشغوليها و درخواست ازدواج از شخص مــورد علاقه خود ميگردد.

واقعيت اين است كه اغـلب انـسـانـهـا دقـيـقـا" از هـمـان شخصيت دلخواه طـرف مقابلشان برخوردارند ولي بدليل كمرويي و ترس، از بـيـان درخـواسـت ازدواج طفره ميروند  و اغلب توسط معشوقه اشان مورد شكوه و شكايت قرار ميگيرند.اينگونه افراد فقط به ملاقات و قرارهاي عاشقانه اكتفا كرده و گام بلندتري بر نميدارند . اگـر كمرويي شما را از رسيدن بفرد مـورد علاقه تان بازميدارد به ـطـالـعـه خود ادامه داده تا بياموزيد چگونه ميتوانيد بر آن چيره شويد.

 شماره 10 

با دوستان خود تمرين كنيد                                                                        

عامل اصلي در كمرويي، ترس از عدم پذيرش (طرد شدن) اسـت. ايـن عـامـل را تـوسط نزديك شدن و برگزيدن فردي بـراي دوسـت و يـا بـرادر خـود از ميان برداريد. از آنجايي كه غرور خودتان در معرض خطر نمي بـاشـد كـمتـر از نـزديك شـدن حـذر خواهيد كرد. شما خـواهيد ديد كه مسئله شاقي نيست و خواهيد خواست در فرصـت بـعد بـراي خـودتـان نامزدي را انتخاب كنيد.

شماره 9

مراحل را آهسته طي كنيد                                                                         

انتخاب همسر را همچون برنامه اي 12مـرحله اي در نظر بگيريد. بـا يـك لـبـخـنـد شـروع كنيد، به تمام افراد نشان دهيد (نه تنها به دختران جذاب و زيـبا) كه شـمـا صـميـمـي و قابل نزديك شدن مي باشيد. در روزهاي بعد با گفتن سلام جلو برويد. چـنـد روز بـعـد از آن در گـفـتـگويي كوتاه شركت كنيد. به كار خود ادامه دهيد تا بتدريج با ديگران صميمي گرديد و خواهـيـد ديـد كه بـه آن دشـواري كـه ميـانديـشـيد نيست. هرگاه اشتباه بزرگي مرتكب شديد آن را فراموش كنيد. اغـلب افـراد بخشنده تر از آن چه شما تصور ميـكنـيـد هستند.

اگر شخص موردعلاقه شما زيبا است و اين باعث وحشت و دست پاچگي شما ميشود مراحل "ميزان زيبايي" را بتدريج طي كنيد: با نزديك شدن به فردي با زيبايي معمولي و متوسط كه نسبت به آنها اعتماد بنـفس داريد شروع كنيد. هنگامي كه با آنها احساس راحتي كرديد بسراغ فرد زيبا تري برويد و به همين منوال ادامه دهيد.توجه داشته باشيد كه نزديك شدن بفردي لزوما" نبايد جنبه عاطفي داشته باشد مثلا"ميتوانيد در مباحثات علمي و يا موضوعات كاري با او شريك شويد.

شماره 8

به افراد به ديد ابزارهاي جنسي ننگريد                                                       

هنگامي كه با يك فرد صحبت ميكنيد به وي به چشم يك نشـان پـيـروزي جـنـسي نگاه نكنيد بلكه به عنوان يك انسان همانند خودتان وي را تصور كنيد. در نـظـر گرفتن مـحـض مسائل جنسي در نزديك شدنتان نمايان خواهد گشت و خانم ها قادر هستند آقـاياني را كه تنها با انگيزه جنسي قدم برميدارند را تشخصي دهند.

شماره 7

اشخاص را زياد بزرگ نكنيد                                                                           

همانند نكته فوق، اهميت ويژه اي را بفردي كه با وي صحبت ميكنيد قائل نشويد. هرگاه اينگونه جلوه دهيد كه او براي شما بي اندازه ممتاز ميباشد، او نيز شروع خواهد كرد به همين منوال فكر كردن. به وي بعنوان يك انسان با تـمـام مـعايـب و خـصـوصـيـات يك فـرد عادي نـگاه كنيد. گفتگو كردن در حالت برابر، بسيار دلپذيرتر از صـحبت كردن با تـكبر و يا با چشم حقارت خواهد بود.

شماره 6

توقعات خود را كاهش دهيد                                                                         

هنگاميكه با فردي صحبت ميكنيد انتظار هدف غـايي خود را در سر نداشته باشيد. تنها با جريان كار همسو گرديد. شـگفت زده خواهيد شد كه به چه سادگي همه چيز هموار مي شود. اگر شما در اين انديشه نباشيد كه حتما" بايد در انتها به چـيـزي دسـت پيدا كنيد و خونسردي خود را حفظ كنيـد، در پـايـان به نـتـيجه دلخواهتان خواهيد رسيد.

شماره 5

همه چيز را بخود نگيريد                                                                              

اگر مي خواهيد در گزينش همسر كامياب شويد، لزومي ندارد شما هر اظهار عقيده اي مانند شوخي و طعنه هايي كه طرف مقابل احتمال دارد بسوي شما روانه كند را بعنوان يك توهين بخود تلقي كنيد. مردم اغلب چيزهايي را ميگويند كه هيچ مقصود و منظوري از آن ندارند. وقـتـي كـه آنها آزاري به شما نمي رسانند، برخـوردن لـزومي ندارد. هرچند گاهي اوقات مردم نـظـرات نـابـجا و بي موردي مي دهند كه در اين حالت شما مي بايد قاطعانه از خودتان دفاع كنيد.

شماره 4

گوش دادن را بياموزيد                                                                                   

همواره شما صحبت نكنيد اجازه دهيد ديگران هم در مـورد خـودشـان مـدتـي پـرحــرفي كنند. چيزي بخصوص خانم ها بسيار دوست دارند. سـوالات سـرگشـاده اي بـپرسيد كه احتياج به پاسخ طولاني دارند و خودتان بنشينيد و تنها گوش دهيد. هـرگـاه گـفـتـگو در حال از آب و تاب افتادن بود موضوع جديدي را آماده داشته باشيد.و براي كاهش سختي باز كردن سرصحبت همواره موضوعات آغاز گر در اختـيـار داشـتـه باشـيـد تا گفتگو از آب تاب نيافتد.

شماره 3

با افراد بسياري صحبت كنيد                                                                         

از گپ زدن با هرشخصي كه ملاقات مي كنيد ابا نداشته باشيد. از پير زن سالخورده اي كه براي خريد به بقالي آمده تا تحويلدار بانك. بقول معروف كار نيكوكردن ازپركردن است. اغلب مردم از عدم وجود ارتباط بين افراد ابراز تاسف ميكنند. بـنـابراين صميميت شما با اسقبال مواجه خواهد شد و اگر هـم چنـين نشد به آن اعتنا نكنيد. افرادي كه با شما با تكبر رفتار مي كـنـند احـتـمالا انـسـانـهاي كـمـرويـي هسـتـند كه هيچگاه جسارت غلبه بر كمروييشان را نداشته اند.

شماره 2

از طرد شدن نهراسيد                                                                                  

قهرمانان برجسته مشت زني درحالي پا بميدان ميگذارند كه احتمال شكست برايشان وجود دارد. به همين ترتيب شما نبايد انتظار داشته باشيد هميشه موفق باشيـد. هيچ چيز 100% نيست. بنابراين رويـارويي با يك فرد را بعنوان يك تجربه آموزنده درنظر بگيريد. ترفند كار در اين است كه خودآگاه (تمركز حواس بخود) نباشيد. كمرويي، تـرديد و دودلي هنگامي رخ ميدهد كه شما به عيوب و نقايص خود فكر مي كنيد. در عوض افـكـارتـان را سراسر به شخصي كه در حال گفتگو هستيد متمركز گردانيد. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهيدبرد و هم اينكه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد.

شماره 1

از خانه خارج شده و معاشرت كنيد                                                             

به فعاليتهايي ملحق گرديد كـه هـمواره در ارتـبـاط بـا ديـگـران بـاشـيـد. مانـنـد بـاشگاه، كلاسهاي ورزشي، كليسا، انجمنهاي دانشجويي و كلوب هاي تفريحي. دراين محيطها همواره بايد اجتماعي بـوده و با مردم معاشرت كنيد. پس از مـدتي خـواهـيد ديد برايتان عادي و راحت مي گردد. از آن گذشته مـلاقات شما با افراد دلخواه و جذاب عملا تضمين خواهد شد. و ميتوانيد مطمئن باشيد با همسر مورد علاقه خود ديدار خواهيد كرد.

از شما شروع ميشود

هــنگامي كه كمرويي خـود را كـه مـستلزم پايـداري و گـذشـت زمـان اسـت پـشـت سـر گذاشـتيد خواهيد ديد به چه اندازه زندگي شما دچار تحول ميشود. در اين زمان با ترس كمتري به سراغ چيزهايي كه مي خواهيد خــواهيد رفت. در اينجا رازي نهفته اسـت: تا بحال اتفاق افتاده كه داخل اطاقي شويد و آن احساس دستپاچگي و اضطراب به شـمـا دسـت بـدهد. به خاطر داشـتـه باشـيـد كـه اغلب افرادي كه ملاقات مي كنيد خود آنقدر سرگرم و دل واپس اين ميباشند كه ديگران در موردشان چگونه مي انـديـشـند كـه ديگر متوجه شما نخواهند شد تا بتوانند درمورد شما قضاوت كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

به هر حال هر یک از ما در زندگی به نوعی گرفتار این قرار های ملاقات هستیم. سوال اینجاست که چگونه می توانیم پیروز میدان باشیم؟ آیا باید خوبی هایمان را در حد مبالغه بالا ببریم و یا صرفا حقیقت را باز گو کنیم؟ چه چیزهايی برنده و بازنده را مشخص می کنند؟ در این قسمت "قانون هایی" را برای پیروزی در دنیای قرار و ملاقات به شما آموزش می دهیم. هر کدام از آنها را که تصور می کنید برای شما کارساز واقع خواهند شد را انتخاب کنید:

1- در آنها شک ایجاد کنید و هیچ گاه به طور قطعی نظر مثبت خود را به زبان نیاورید. مردها عاشق بازی های تعقیب و گریز هستند پس این امتیاز را به آنها بدهید.

2- هر طوری شده ببینید که آیا او با خانم های دیگر به عنوان یک دوست ساده ارتباط برقرا می کند یا خیر. با این کار شما متوجه می شوید که به زنها به عنوان شیئي برای برقراری رابطه جنسی نگاه می کنند یا نه.

3-  هيچگاه از مشروبات الکلی استفاده نکنید. یکی از دوستان من در قرار ملاقاتش بسیار عصبی شده بود و بی رویه مشغول نوشیدن بود. هنگام برگشت آقا با ماشین مدل جدید خود او را به خانه می رساند که ناگهان حال خانم بد شد، اما او جرات نکرد به آقا بگوید تا ماشینش را نگه دارد و اصلا هم دلش نمی خواست که ماشین جدید او را کثیف کند به همین دلیل مجبور شد داخل کیف دستی اش...! لازم به گفتن نیست که آنها دیگر هیچ گاه دوباره با هم قرار نگذاشتند.

4- اگر به هر شکلی شما را به یاد پدرتان می انداختند، بهتر است هر طور شده از دستشان فرار کنید.

5- اگر معیارهایتان را پایین بیاورید می توانید همین فردا ازدواج کنید. اما ما به شما پیشنهاد می کنیم که این کار را انجام ندهید. به جای اینکه وقت خودتان را بر روی ارتباطی که دوامی ندارد صرف کنید، بهتر است برای پیدا کردن مرد ایده آل خود منتظر بمانید.

6- اگر با مردی برخوردید که می خواست از شما مراقبت کنید، خیلی زود از او فرار کنید! چون آخر کار شما مجبور می شوید که از او مراقبت کنید.

7- انتقاد پذیر نباشید به ویژه در مورد مسائل مربوط به غذا. یک خانم حق دارد هر زمان هر غذایی که دوست داشت بخورد.

8- ظاهر بین نباشید. من خانم هایی را می شناسم که به این دلیل که ظاهر آقا خوب نیست ( سرش خیلی بزرگ است) بوی خوبی نمی دهند (به تازگی حمام نکرده) و یا حتی درست نفس نمی کشند ( صدای تنفسشان بلند است) آنها را رد می کنند و اصلا اجازه آشنایی بیشتر را به آنها نمی دهند.

9- از خودتان بازی در نیاوريد. ( دروغ گفتن و کلک زدن) در روز ملاقات به اندازه کافی مشکل وجود دارد و دیگر جایی برای انجام چنین کارهایی باقی نمی ماند.

10- برقراری ارتباط جنسی را فقط به بعد از ازدواج محول کنید.

11- لازم نیست در همان اولین ملاقات سفره دلتان را باز کنید و در مورد تمام مسائل صحبت کنید. به هر حال در قرارهای ملاقات بعدی نیز باید چیزی برای گفتن داشته باشید.

12- خودتان را از مردهایی که تصور می کنند شخصیت های کارتونی زن دارای جاذبه جنسی می باشند دور نگه دارید.

13- به جای اینکه قیافه او را تحلیل و بررسی کنید، ببینید که آیا او مرد خوبی است و با شما رفتار خوبی دارد یا خیر.

14- در یک زمان با بیش از یک مرد قرار ملاقات نگذارید، هر چند هر دوی آنها از موضوع با خبر باشند. این کار خسته کننده و اغتشاش آور است. شاید زمانی فرا رسد که بخواهید از شر دیگران خلاص شوید و فقط با یکی از آنها ارتباط داشته باشید.

15- شما در صورتی می توانید مرد ایده آل خود را پیدا کنید که که بدانید به دنبال چه هستید و سپس در خودتان جسارت جستجو پیرامون این امر را ایجاد کنید.

16- اگر یک مرد را تنها بر اساس جاذبه های جنسی اش ارزیابی می کنید، متاسفانه هنوز به مرحله ای نرسیده اید که بتوانید ارتباط خود را پیچیده تر کنید.

17- اگر بخواهید منتظر فردی بمانید که دوستش دارید، صرفا در حال تلف کردن وقت خود هستید و خودتان را خسته می کنید. اگر واقعا از کسی خوشتان آمده خیلی راحت موضوع را با او در میان بگذارید.

18- ببینید که ایا لباس هایش را خودش می شوید یا مادرش برای او این کار را انجام می دهد. یک مرد باید متکی به خودش باشد.

19- اگر جذب او نشده اید ( حالا او هر چقدر هم که می خواهد زیبا باشد) رابطه شما موفق نخواهد بود.

20- زمانی مرد ایده آل خود را پیدا می کنید که خودتان نیز خانم ایده آلی باشید ( به این معنا که اعتماد به نفس داشته و از خودتان راضی باشید)

21- نقش بازی نکنید. من زمانی عاشق نامزد فعلی ام شدم که خیلی راحت جلو آمد و گفت : "سلام، چطوری؟" به همین سادگی و بدون هیچ آلایشی.

22- به دنبال مردهایی که تنها از پول صحبت می کنند نروید. این عمل معمولا نشانه ای از نا امنی است.

23- در اولین قرار ملاقات به هیچ وجه در مورد ازدواج صحبت نکنید.

24- زمانی که کنار یکدیگر نشستید به مردهای دیگر توجه نکنید و مطمئن شوید که او نیز خانم های دیگر را زیرنظر نگرفته است!

25- چیزی را حدس نزنید. با این کار فقط ضربه می خورید. یکی دوبار بیرون رفتن به این معنا نیست که با کسی مچ شده اید و در یک رابطه قرار دارید.

26- واقع گرا باشید. مادرم همیشه به من می گفت باید با مردی ازدواج کنم که قد بلند، خوش تیپ و موفق باشد. اما حقیقت این است که خود من قیافه بدی ندارم، قدم کوتاه است و جزء قشر متوسط جامعه هستم. من باید واقع گرا باشم. زمانی که اینطور شد توانستم عشق حقیقیم را در زندگی پیدا کنم.

27- عشق بورزید. زمانیکه از طرف مقابل خوشتان آمد می توانید با او شوخی کنید، ارتباط مکرر چشمی برقرار کنید و بازوانش را بگیرید. البته این کار را باید زیرکانه انجام دهید ( همه چیز را یکدفعه آشکار نکنید) تا او تصور نکند که شما دچار عقده های پنهان روانی هستید.

28- وقتی نمی خواستید در کنار او باقی بمانید شروع کنید به صحبت کردن در مورد مسائل خسته کننده مثل کامپيوتر. این کار تاثیر خاصی دارد.

29- قبل از اینکه بر سر قرار حاضر شوید دندانهایتان را مسواک کنید. هیچ چیز انزجار آور تر از این نیست که هنگام خندیدن سبزی اسفناج لای دندان هایتان گیر کرده باشد.

30- قرار نگذاشتن خیلی بهتر از باختن در قرارهای ملاقات است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط Reza_J  |