
شبها ز مستي بهانه كردم و گريستم تا كسي نداند گرفتار كيستم.............؟ خدايا چيست اين
محبت..................؟ كه يك قطره خوردم و دريا گريستم سال ها از خود پرسيدم كه من كيستم
آتشم شورم شرارم چيستم..............؟ اكنون كه ديدمت دانستم كنون تو به جزء من من به جزءتو
نيستم .
عشق دیرین سکوت را ساز کرده ام دریچه های دلم را رو به تو باز کرده ام یادت را در پشت بیشه های آشنایی ناز کرده ام روبه دریای دلت پرواز کرده ام من این عشق را سالهاست که آغاز کرده ام
اشکهایی که در سرمای بی مهری تو یخ زدند سالهاست که تندیس عشقی ناکامند که در میدان شهر بی وفایی برای رهگذرانی خالی از عشق به نمایشش گذاشته اند
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند/روبه صفتان زشت خو را نكشند/گر عاشق صادقي ز مردن مهراس/مردار شود هر آنكه او را نكشند........ مولوي
وقتي دلتنگ شدي
به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره
وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي
وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه
وقتي دلت خواست ازغصه بشکنه به ياد بيارکسي روکه
تو دلت يه کلبه ساخته!!!

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قلبت رو خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي كسي رو درقلبت
جا بدي سعي كن كه فقط يه نفر باشه و به او بگو كه تو رابيشتراز خودم
وكمترازخدا دوست دارم چرا كه به خدا اعتقاد دارم و به تونياز... ![]()
![]()

میخواهمت ، میخوانمت ، میدانمت...اما هرگز نمی شناختمت...
این بغض کهنه به فدای تو ، تمام اشکهایم برای تو ،با امید تو
و به یاد تو در حسرت لبهای تو با رغبت دیدار تو میگریم
و مینویسم با اشک خونین چشمان دلم

این هم از دوست عزیزم
ای یار گمشده
من در سکوت و خلوت شبهای تلخ خویش
در جستجوی تو مرغ خیالم را پرواز می دهم
همراه هر نسیم به هر سو می روم
نام تو را به زمزمه عاشقانه ای آواز می دهم...

گاه گاهی که دلم می گیرد
به تو می اندیشم
و به ایام قدیم که پر از خاطره هاست
من تو را می خواهم
تو پر از زمزمه تازه شدن
تو رها از دردی و پر از شادی و عشق
در دلم دردی هست درد تنهایی و عشق
باز هم می گویم که تو را می خواهم
و تو را کم دارم من در این تنهایی
من در این وادی ترس به تو می اندیشم!!

چوب خطهاي انتظار من
به شمارش ريلهاي راه آهني است كه مرا از تو دور كرده است
اينجا آغاز مسير با تو بودن
و پايان از تو گفتن بود
هنوز باد بوي تو را مي دهد در اين ايستگاه متروكه
كجايي كه اين روزها دستانم
از كرختي بي تو بودن
سخت خشكيده است.
کم نیست
دلم لک زده
برای واژه ای بزرگ که روی سرم بیفتد
و خط خطی ام کند

فریادی غمدار
دستانی تبدار
دلی بیمار
چشمانی بی تاب
سکوتی فقط با فکر تو........
کجایی تا ببینی حال من بی تو ؟؟؟؟
بار دیگر آغاز کرده ایم.......زندگی را!!!!
از دیوار ها گذشته ایم و پنچره ها گشوده ایم.....به سوی افق!!!!
از آسمان
....به زمین آمدیم!!!!در زمین ماندیم و ماندیم
!!!!!!!زندگی کردیم
.....شاد بودیم
.....غصه ها خوردیم
!!!!اما
....آسمان را فراموش نکردیم
!!!!آسمان زادگاه ما و
....نهایت سر انجام ماست
!!!!آسمان را فراموش نکردیم
....ما از آسمان سر بر افراشتیم و
....به آسمان خواهیم پیوست
!!!ما
......خاکی های آسمانی هستیم
!!!!