تبليغاتX
بی تو مهتاب شبی
بیا با من تا انتهای عشق برقص

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلــــــــم ترســـــم بــــماند آرزوی کربلا

تشـــنه ی آب فراتم ای اجـــل مهلت بده

تا رســــانم در بــــرت قبر شهـــــید کربلا

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/30ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

امروز یعنی دیروز عاشورا بود.

زمین گریان و آسمان خندان بود

چون شاه عشق از زمین به آسمان میرفت و کاروان عشق خود را با خود میبرد.آب شرمنده ی حسین و یارانش شده بود.مشک گریان و خیمه سوزان شده بود.همه می گرییدند.طفل خندان شده بود.در زمین خون خدا شیر غران شده بود.خیمه ها در غیبتش می سوختند.چشم گریان شده بود.اشک خندان شده بود.این ندا آمد که:هل من ناصر ینصرنی؟.بی سر و پا شمر ملعون خوش به حالش شده بود.

عاشقا تعزیتون قبول باشه ما رو هم دعا کنین.

 

خوش به حال اونیکه میشه مانوس حسین.......... . 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/30ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

آرزوم اینه رقیه ای که هستی نور عینم

بعد مردنم بیایی روی ماهتو ببینم

میزنم به سیم آخر میکنم لعن امیه

اگه تو اجازه میدی من میشم سگ رقیه

یا رقیه مدد مدد        یا رقیه مدد مدد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/30ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط Reza_J  | 

سلام

ببخشید که دو روز نبودم.

امروز، تاسوعای حسینی ،رو  تسلیت میگم.جای شما خالی نمیدونم شما هم عزاداری کردید یا نه نمیدونم اصلا سیاه حسین رو پوشیدید یا نه. هر چی کردید یا نکردید برای خودتون باقی میمونه. تعزیه تون قبول.

امسال ارومیه یه جور دیگه بود.

اینو بگم که من ارومیه ای هستم. نمیدونید چه حالی بود هیئت تازه تاسیس حضرت رقیه(س) نمی دونین چه کاری کرد. تو این سوز زمستون نزدیک 70،80 نفر عاشق حسین تو خیابون زنجیر به سرشون میزدن. آره تعجب نکنین.هیئت ما کمی فرق داره زنجیر به سرشون میزنن. خیلی صفا داره وقتی با مداحی های عاشقونه ی جوونا زنجیره 3،4 کیلویی رو تا جایی که میشه بلند کنی و بزنی سرت. بعد تو خیابون صف سینه تشکیل بدی و سینه بزنی . دور و بر هیچ دسته ای این همه آدم ندیده بودم.این همه دخیل ندیده بودم.میدونی امروز چی دیدم؟

امروز عشق و تو چشای بچه 10 ساله دیدم که تو اون سرما به سرش میزد از ماتم حسین.

امروز روزه بزرگی بود این خیلی کار بزرگیه که وسط خیابون.تو قسمت مهم شهر که همه اونجا میرن بیای و واسه حسین شور بزنی،خودشم از نوحه های سید ذاکر خودشم با این همه محدودیتی که ایجاد کرده بودن.

مردم نشون دادن که اونا هم عاشق شور ان. شایدم عاشق سید ذاکر.

از آسمون انگار عشق و حال می بارید. نمی تونم فراموش کنم چیا گذشت. حتی خود سربازا که مامور شده بودن جلو شور و بگیرن از عشق .و حال هیئت تماشا میکردن.امروز عباس رو دیدم در حالی که داشت با برادرش حسین وداع میکرد.

امروز حسین رو دیدم که در سوز برادرش گریه میکرد و واسش لالایی میخوند.

خدایا مارو از یاران مخلص امام حسین قرار بده.

حتما این ذکری رو که مینویسم بلدین. امسال خودم یه چیزه دیگه اضافش کردم. شما هم با نوشتن این ذکر به وبلاگتون یا گفتن به دوستاتون کمک کنین جاودانه بشه:

 

 

الســــــلام علی الحســـــــــین

وعلی علی ابن الحســـــــــین

وعلی اولــــــاد الحسِـــــــــین

وعلی اصــحاب الحســــــــین

وعلی ذاکـــــــر الحســــــــین

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط Reza_J  | 

براي دنلود به ادامه مطلب برين.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/26ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط Reza_J  | 

عاشقا بیاین تماشا بزنیم سری به آقا

کربلا بریم پیاده پابوس حسین زهرا

مثله کفتر بی لونه سر رو دیوارش بذاریم

گنبد شاه و علمدار و با پرچمش ببینیم

آی مسافرا بجنبین این چه موقع کلامه

شیعه بسته چشم به راهی دیگه موقع قیامه

پیشونی بنده یا زهرا پیچیده عطر گل یاس

رسیدیم علقمه دیگه بگو یا حضرت عباس

بیا مبتلا به اینجا این آقا مشکل گشاته

بیا ای مریض که خاکش واسه هر مرض دواته

این آقا ماهه زمینه تکیه گاهه عالمینه

بذار بهتر بگم آقام همه کاره ی حسینه

یه دستو بذار روسینه دست دیگرو رو حنجر

یه جا قتلگاه اکبر یه جا قتلگاه اصغر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط Reza_J  | 

آب مي‏خواست ببوسد لبت، امّا هيهات

اين سبك مايه، كم از همّت و مقدار تو بود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/23ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط Reza_J  | 

به این علت تماشایی است محشر

علم دست علمدار حسین است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/23ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط Reza_J  | 

مبتلا بیا به این جا این آقا مشکل گشاته

آی مریض بیا که خاکش واسه هر مرض دواته

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/23ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط Reza_J  |